چرا از دادخواست اعتراضی دانشجویان دندان‌پزشکی حمایت نمی‌کنم؟

0
630

سروش صدر

دانشجوی دندان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و عضو گروه پژوهشی دهان

 

اخیراً طرحی برای احیای رشتهٔ بهداشتکاری دهان و دندان مطرح شده که با اعتراضات دندان‌پزشکان روبه‌رو شده است. به همین دلیل دادخواستی توسط برخی دانشجویان دندان‌پزشکی ارائه شده که در کم‌تر از ۲۴ ساعت از ۱۳۰۰ امضا گذشته است. این نامه موجب ایجاد پرسش‌هایی برای نگارنده گشته که در ادامه بررسی می‌شود.

 

۱- مدیریت: دانش و اندیشه‌ای جدا از دندان‌پزشکی

در بخشی از نامه از مسئولینی که تبدیل وضعیت شده هستند، گله شده و نوشته شده که «آیا دانشجویان نخبهٔ چهار دههٔ اخیر -دندان‌پزشکان و متخصصین امروز- که به‌سختی در رشتهٔ دندان‌پزشکی قبول می‌شدند، به‌اندازهٔ مجموعهٔ بهداشتکاران ارتقایافته، توان تصمیم‌گیری و مدیریت در حوزهٔ دندان‌پزشکی را نداشتند که در حال حاضر شاهد مدیریت ارتقایافتگان بر گسترهٔ دندان‌پزشکی کشور هستیم؟». این قسمت شدیداً مورد نقد است، از این جهت که بین مدیریت و کار اجرایی تقکیکی قائل نشده است. در واقع در هیچ کدام از واحدهای عمومی و تخصصی دندان‌پزشکی واحدی برای مدیریت خدمات بهداشتی وجود نداشته و اخیراً یک واحد اختیاری در بازنگری محتوای آموزشی دورهٔ دکترای عمومی دندان‌پزشکی (ریفرم) در مورد این موضوع اضافه شده است. تابلویی که دانشجویان دندان‌پزشکی با آن روبه‌رو هستند، کنگره‌های دندان‌پزشکی است که به گزارش آقای صوفی تقریباً نیمی از سخنرانی‌های آخرین کنگرهٔ انجمن دندان‌پزشکی ایران (اکسیدا ۵۷) در مورد موضوعات ایمپلنت و زیبایی بوده است که دغدغهٔ قشر به‌نسبت مرفه جامعه است. از طرفی مزد زحمتی که این دوستان ادعا می‌کنند در کنکور کشیده‌اند هم در تعرفه‌ها و هزینه‌های بالای دندان‌پزشکی جبران می‌شود. بهتر نیست که شاخهٔ مدیریت به کسانی سپرده شود که در زمینهٔ سیاست و مدیریت سلامت تحصیل داشته‌اند و تجربهٔ درگیری با نیازهای درمانی اکثریت مردم را دارند؟

 

۲- بهداشتکاران: قربانی تصمیم‌گیری‌های نادرست گذشته

تبدیل وضعیت تکنیسین‌های سلامت دهان و بهداشتکاران به دندان‌پزشک جوانبی دارد که در این دادخواست به آن توجه نشده است. طبق صحبت‌های آقای قیصری در پایگاه خبری دندانه، ۲۰۰ نفر در زمان مدیریت دکتر فاضل در رشتهٔ «کاردانی بهداشت دهان» پذیرش شده بودند که در سال ۱۳۸۸ به مشکل استخدام برخوردند و بعضی به سمت شبه‌دندان‌پزشکی (دندان‌پزشکی تجربی) سوق داده شدند، چرا که شکایت‌هایشان به جایی نمی‌رسید. از این رو، تصمیم گرفته شد که بعد از پایان تعهدات و گذشت هشت سال و پس از گذراندن دورهٔ تکمیلی، به بهداشتکاری دهان و دندان ارتقا پیدا کنند. از طرفی اما در متن نامهٔ دانشجویان دندان‌پزشکی نوشته شده که دندان‌پزشک‌شدن همهٔ این دوستان مورد انتظار است و اگر می‌دانستند می‌توان با مسیرهای آسان دندان‌پزشک شد، به این اندازه زندگی را بر خود حرام نمی‌کردند. در واقع این دوستان قربانی‌شدن این افراد به دلیل اشتباهات در استخدام و سیاست‌های جذب و در نتیجه پادرهوایی‌شان را ندیده و آن‌ها را متهم به پیمودن راه آسان کرده‌اند. در واقع اگر موانع برداشته شود و موقعیت شغلی مناسب و امنی برای این افراد تأمین شود، آن‌ها به سمت کارهای شبه‌دندان‌پزشکی و کارهای غیرقانونی سوق داده نمی‌شوند.

 

۳- دغدغهٔ واقعی چیست؟ انحصار یا عدالت در خدمت‌رسانی؟

در چند ایالت آمریکا، قوانین انحصار و لایسنسینگ پزشکی تعدیل شد که به پرستاران اجازه داد بعضی از کارها را بدون نظارت پزشک انجام دهند. مطالعهٔ آقای کلاینر و همکاران نشان داد که محدودکردن پرستارها موجب افزایش هزینه‌های درمانی می‌شود و در کیفیت خدمات تأثیر خاصی ندارد. تلز و لیندزی از این پژوهش این برداشت را کردند که لایسنسینگ موجب افزایش هزینه‌های سلامت می‌شود. از این رو، به نظر می‌رسد کنار تلاش برای ریفرم نظام سلامت در بخش تقاضا، به‌خصوص در تأمین مصارف سلامت با بیمه‌های خصوصی و عمومی، به قسمت عرضه هم باید توجه شود. به همین علت، این دو محقق تغییر قوانین لایسنسینگ و توجه به مراقبین سطح واسط سلامت را پیشنهاد کردند. بهداشتکاران هم می‌توانند در کاهش هزینه‌های کمرشکن سلامت نقشی داشته باشند و از عدم مراجعهٔ مردم به دلیل مشکلات مالی جلوگیری کنند. از این رو برخلاف ادعای دادخواست، بهداشتکاران اتفاقاً به عدالت اجتماعی کمک می‌کنند. همچنین وزارت بهداشت به هزینه‌های مالی نامحدود وصل نیست که با حقوق‌های آن‌چنانی طرح خدمت دندان‌پزشکان را در مناطق محروم بیش‌تر کند.

 

۴- آفت نخبه‌گرایی و خودشیفتگی

این دادخواست تمرکز زیادی بر قبولی در کنکور دارد و آن را به‌عنوان معیاری برای ارزش‌گذاری و تعیین صلاحیت معرفی کرده است. فارغ از این که نمرات کنکور چقدر می‌تواند نشان‌دهندهٔ توانایی افراد در کار دندان‌پزشکی باشد، نجات و همکاران معتقدند که انتخاب رشته‌های پزشکی در کنکور بدون اطلاعات کافی صورت می‌گیرد و دانش‌آموزان نمی‌توانند سازگاری خود با رشته را بسنجند. از این رو، در بسیاری از کشورها معیارهای آکادمیک برای انتخاب دانشجویان کنار گذاشته شده و به شاخص‌های فراشناختی توجه بیشتری کرده‌اند. علاوه بر این، محققان تجربهٔ کار پیش از ورود به دانشگاه را در انتخاب رشته مؤثر می‌دانند. برای همین به نظر می‌رسد انتخاب رشتهٔ دندان‌پزشکی در کنکور چندان بالغانه نیست و برای جبران طرح‌هایی در کشور برای پذیرش دانشجو از مقطع لیسانس معرفی شده است که البته تا کنون مورد پذیرش قرار نگرفته‌اند. برای همین گاردگرفتن پشت کنکور برای نخبگی به نظر نمی‌رسد راه خوبی برای اثبات توانایی بیش‌تر نسبت به دیگر دانشجویان باشد.

 

۵- کلام آخر

محور این دادخواست مشخص نیست. به احیای طرح بهداشتکار معترض است، اما در میانه از طرح تبدیل می‌گوید و به مسئولین نقد شخصی وارد می کند و دربارهٔ نخبه‌بودن خودشان می‌نویسد. به نظر می‌آید این دادخواست واکنشی احساسی و تدافعی در برابر طرحی است که خودشان عمیقاً از آن اطلاعی ندارند و تلاش کردند پشت گارد نخبه‌گرایی و برچسب‌زنی پنهان شوند و احساسات دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.