مفاهیم کلیدی برای ارزیابی ادعاها در مورد اثرات درمان‌ها: ۱-۱ درمان‌ها می‌توانند آسیب‌زا باشند

0
587

پیوند به مطلب اصلی: https://www.students4bestevidence.net/1-1-treatments-can-harm

ترجمه: عبدالرحیم پرستش


 

درمان‌ها می‌توانند آسیب‌زا باشند

این یکی از اولین و مهم‌ترین دلایلی است که نیاز به ارزیابی درمان‌ها را ضروری می‌کند. اصل شماره ۲ اخلاق پزشکی بیان می‌کند که «آسیب نرسانید».

ممکن است غیر منطقی به نظر آید، اما نمونه‌های بسیاری در طول تاریخ نشان داده‌اند که بدون رویکرد مبتنی بر شواهد، افراد ممکن است بر اثر درمان آسیب ببینند یا حتا کشته شوند. درمان‌های مؤثر کمی وجود دارد که ۱۰۰درصد ایمن باشد. تولیدکنندگان آسیب‌های بالقوه را بارها و بارها کم‌تر و فواید را بسیار اغراق‌آمیز جلوه می‌دهند. اغلب آن درمان به اندازهٔ کافی مورد آزمایش قرار نگرفته است یا داده‌های مربوط به اثرات نامطلوب به درستی ثبت یا ارائه نشده است.

مثال ۱: داروهای ضد آریتمی در بیماران با سابقهٔ حملهٔ قلبی

بعد از یک حملهٔ قلبی، بعضی افراد دچار اختلالات ریتم قلب (آریتمی) می‌شوند. افرادی که آریتمی دارند، احتمال مرگ‌شان بیش‌تر از افرادی است که آریتمی ندارند. از آن جایی که داروهایی وجود دارند که این آریتمی را مهار می‌کنند، منطقی است فرض کنیم که این داروها خطر حمله قلبی را نیز کاهش می‌دهند.

این داروها در کارآزمایی‌های بالینی تنها به‌منظور بررسی این که آیا اختلالات ریتم قلبی را کاهش می‌دهند یا نه آزمایش شده‌اند و این که آیا خطر مرگ در اثر حمله قلبی را کاهش دهند یا خیر مورد بررسی نبوده است. وقتی شواهد جمع‌آوری‌شده از کارآزمایی‌ها به‌صورت ساختارمند در سال ۱۹۸۳ مورد بررسی قرار گرفت، شواهدی وجود نداشت که این داروها مرگ‌ومیر را کاهش می‌دهند.۱ در حقیقت داروها دقیقاً اثرات متضادی داشتند. با این حال آ‌ن‌ها تقریباً به‌مدت یک دههٔ دیگر مورد استفاده قرار گرفتند و به کشتن مردم ادامه دادند.

برآورد می‌شود که در اوج استفاده از آن‌ها در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ میلادی (اواخر دههٔ ۱۳۶۰ شمسی)، این داروها ده‌ها هزار مرگ پیش از موعد سالانه را تنها در ایالات متحده موجب شدند که در واقع بیش‌تر از کشته‌های سالانهٔ جنگ ویتنام بود.۲

این مثال نشان می‌دهد چگونه تحلیل اشتباه نتایج اندازه‌گیری‌شده می‌تواند گمراه‌کننده باشد.

مثال ۲: Dr. Spock

توصیه نیز می‌تواند کشنده باشد. بسیاری از مردم نام دکتر Benjamin Spock متخصص اطفال آمریکایی را شنیده‌اند که کتاب پرفروش او به نام «مراقبت از نوزادان و کودکان» دهه‌ها به یک کتاب مقدس هم در میان

متخصصین و هم والدین بخصوص در ایالات متحده و بریتانیا تبدیل شده بود. دکتر اسپاک با یکی از توصیه‌هایش به خطا رفت.

با یک پیشنهاد به ظاهر منطقی، او گفت: «دو زیان برای خوابیدن کودک روی پشتش وجود دارد. اگر کودک استفراغ کند، احتمال دارد بر اثر استفراغ خفه شود. همچنین او تمایل دارد سر خود را به یک سمت بچرخاند. این ممکن است یک طرف سر را مسطح کند. من فکر می‌کنم بهتر است از اول به کودک یاد دهیم که روی شکمش بخوابد».

این توصیه متداول شد، در حالی که به‌درستی ارزیابی نشده بود و تخمین زده می‌شود باعث ده‌ها هزار مرگ قابل اجتناب شده است.۳

هنگامی که شواهد روشنی برای اثرات مضر این کار پدیدار شد، خواباندن کودک روی شکم متوقف شد و تعداد مرگ‌ومیر نوزادان به‌شدت کاهش یافت.

این نشان می‌دهد که چگونه نظر متخصص همیشه درست نیست.

مثال ۳: Thalidomide

تالیدوماید یک مثال مخصوصاً مأیوسانه از یک درمان پزشکی جدید است که ضرر آن از سودش بیش‌تر بود، چرا که برای هدف درمانی‌اش آزمایش نشده بود. این قرص خواب در اوخر دههٔ ۱۹۵۰ به‌عنوان یک جایگزین به ظاهر ایمن‌تر برای باربیتورات‌ها که در آن زمان به‌طور منظم تجویز می‌شد، معرفی گردید. بر خلاف باربیتورات‌ها، مصرف بیش از حد تالیدوماید باعث کما نمی‌شود. تالیدوماید به‌ویژه برای زنان بارداری توصیه می‌شد که از این دارو برای برطرف‌کردن تهوع صبحگاهی استفاده می‌کردند.

در ابتدای دههٔ ۱۹۶۰ میلادی (ابتدای دههٔ ۱۳۴۰ شمسی)، متخصصان زنان و زایمان افزایشی ناگهانی در موارد بدشکلی‌های شدید دست و پا در نوزادان تازه‌متولدشده را مشاهده کردند. این وضعیت که قبلاً نادر بود، باعث کوتاهی اعضا می‌شد، به‌گونه‌ای که به نظر می‌رسید دست و پا مستقیماً از تنه خارج می‌شود.

بعدها پزشکان در آلمان و استرالیا این ناهنجاری‌های نوزادان را با مصرف تالیدوماید توسط مادران در اوایل بارداری مرتبط دانستند.۴ که این به دادخواست میلیون‌ها پوند دیه توسط بیماران منجر شد.

تراژدی تالیدوماید پزشکان، شرکت های داروسازی و بیماران را حیرت‌زده کرد و منجر به بازرسی دوباره فرایند تولید دارو در سراسر جهان شد.

نمونه‌های این چنینی بیش از آن چیزی که تصور می‌کنید وجود دارد و همهٔ آن‌ها ناشی از آزمایش‌نکردن مناسب درمان‌ها توسط پزشکان،محققین و شرکت‌های داروسازی است و نتیجهٔ آن آسیب یا مرگ هزاران نفر و تحمیل هزینه‌های غیر ضروری به نظام‌های سلامت است.

بنابراین، در نهایت، ما به شواهد و مدارک نیازمندیم، چرا که باید بدانیم سود درمان مورد نظر از ضررهای آن بیش‌تر است یا خیر و ما باید همیشه این مطلب را که درمان می‌تواند آسیب ایجاد کند، مدنظر داشته باشیم.

 

منابع

  1. Furberg CD. Effect of antiarrhythmic drugs on mortality after myocardial infarction.
    American Journal of Cardiology 1983;52:32C-36C.
  2. Chalmers I. In the dark. Drug companies should be forced to publish all the results of
    clinical trials. How else can we know the truth about their products? New Scientist 2004, 6
    March, p19. Citing Moore T, Deadly Medicine. New York: Simon and Schuster, 1995.
  3. Gilbert R, Salanti G, Harden M, et al. Infant sleeping position and the sudden infant death
    syndrome: a systematic review of observational studies and historical review of clinicians’
    recommendations from 1940-2000. International Journal of Epidemiology 2005;34(4):874-
    ۸۷٫
  4. Stephens T, Brynner R. Dark medicine: the impact of thalidomide and its revival as a vital
    medicine. Cambridge, Mass: Perseus Publishing, 2001.
  5. Thomson D, Capstick T. How a risk management programme can ensure safety in
    thalidomide use. Pharmaceutical Journal 2004 Feb 14:194-5.

مطلب بعدی: داستان‌ها شواهدی غیر قابل اعتماد هستند

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.